احمد مجد الاسلام كرمانى

466

سفرنامه كلات ( فارسى )

سالگى روزبروز بنويسم و خيلى كم اتفاق ميافتد مطلبى را فراموش كنم كه ديده يا شنيده باشم ، حتى آنكه قصيده عربى يا فارسى را كه ميخواسته‌ام حفظ كنم هرگز زيادتر از سه مرتبه نخوانده‌ام و در مرتبه سيم حفظ شده و با اين حافظه گاهى مصائب وارده بقدرى حواسم را پريشان مىكند كه اسم رفقاى نزديكم را فراموش ميكنم بارى اولا كلات درسى مايل فاصله مشهد نيست چرا كه باصطلاح « ژغرافيون » انگليسى هر سه ميل آنها يك فرسخ است و سى مايل ده فرسخ مىشود و حال آنكه از مشهد تا داخل كلات از پانزده الى هيجده فرسخ است و اينكه مينويسند فقط دو راه تنگ دارد حرف اشتباه است بلكه دره كلات را چند مدخل است معروف‌تر از همه دربند « ارغوانشاه » است . در مقابل آن « دربند نقطه » است سه دربند ديگر هم دارد « نيچه » ديگرى « چوب‌بست » و دربند گشتى و از تمام اين پنج دربند عبور يك نفر يا دو نفر سوار بلكه چهار نفر سوار رديف هم ممكن است ديگر آنكه مينويسد قلعه كلات و حال آنكه كلات قلعه ندارد ، بلكه كلات حالا اسم يك بلوكى است كه آباديهاى عمده آن در صحرا واقع شده از قبيل « ارچنگان » - « قراتيگان » - نيك‌قلعه زوخور و ژرف و برزه و غيره داخل كلات يا محصوره كلات عبارت است از يكدره طولانى كه دست قدرت ديوارى محكم و زرين از كوههاى سنگى دور او گذاشته و ديوارهاى او عبارت است از دو سلسله جبال شامخه كه از دو طرف كشيده شده و در وسط آن دو سلسله جبال مهر رودخانه است و معلوم مىشود كه جريان آب بتدريج از كوه بريده و تشكيل بمجرى داده است و عجب‌تر آنكه ديوارهاى كلات از خارج سنگ سفيد است و ابدا راه و رخنه ندارد ولى از داخل تلهاى سرخ است كه براى زراعت ديم بسيار مناسب است و به همين ملاحظه گلوله و شربنل و توپ كوهستانى و بلكه مواد ديناميتى ابدا در آن اثر نميكند و فرضا كه ديوار سنگى را هم بشكافد